آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد
کاش می آمد و از دور تماشا میکرد

من آن مرغ اسیرم ناگزیرم ناگزیرم
برای تو بخوانم تا بمیرم تا بمیرم!!!

ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت!
دلم به وسعت تمام لحظه هایم تنگ است

این جا دنیای وبلاگ نویسان مُرده است . دنیای وبلاگ نویسان پر بغض و آشفته . وبلاگ نویس هایی که کندی باز کردنِ صفحه ها به هجوم کلمات توی ذهن هایشان ، ترمز ناگهانی و تند می زند .انگار تمام خلاقیت و انرژی نوشتن ، پشت لحظه های کش دارِ " آیا " وصل شدن به شهر مجازی مثل ماهی ته تُنگ تَنگ آرام آرام می میرد .
این جا قبرستان وبلاگ های تاریخ گذشته است . بچه هایی که پر حرارت پیدا شدند و توی سردخانه های این رخوت نا امید گم شدند . وبلاگ نویس های شاعر ، بی الهام شده اند ، وبلاگ نویس های روزنامه چی ، یا بی روزنامه اند یا فراری یا زندانی یا بی حوصله تر از این حرف ها که حوصلۀ حرف داشته باشند . روزمره نویس ها ، توی روزهایشان چیزی برای نوشتن پیدا نمی کنند و سینمایی ها تنها خبر ممنوع التصویر و ممنوع الپخش ها را دکمه می زنند . خیلی از رفقا بسته اند و رفته اند . بعضی ها را هم بسته اند و بُرده اند . آن ها که می خواهند بنویسند فیلتر شده اند یا بوی خون کلماتشان را غرق کرده .
تا کی دوباره پا بگیرد این ساقه جوان در آتش سوخته..


به نام آفریدگار غرور
ابدیت زندگی
حتی قلمم طاقت نوشتن از این دنیا را ندارد
با دستانی آلوده به وحشت و لرزه آغاز به نوشتن اولین چیزی که شاید عاشق آن
شده ام می کنم
. . . . . . . .می خواهم بنویسم که دروغ نیست و چشمان باز کاملا بسته ام رویای یک مرگ
بی فرجام را در این دنیا
تدوین کرده اند و خاطره ی آن شب و روز مانند شبحی گلویم را می فشرد و
مغزم را می خراشد
.شاید سیاهی و نفرت را دوست داشتم ولی دلیل کتمان اینکه عاشق یک مرگ بی
فرجام یا یک خودکشی بوده ام را نمی دانم
.حالا با به کاغذ آوردن تمام دغدغه ها و اغده های کودکیم و خاطره ی ساخته
شده توسط چشمانم احساس
خرسندی درون دارم و فکر می کنم رها شده ام ولی می ترسم از اینکه می
توانستم در این دنیا خدا را لمس
کنم و
. . . . . .آخرین معما نیز خود را فاش می سازد و ابدیت بالاخره ناگفته نمی ماند
:انگشتانم حقیقتی را که چشمانم رویای آنرا دیده بودند از آن خود می سازند
. .. .
چه نورانی و زیباآری ابدیت برای کسی که همیشه متنفر است زیباست و حالا می توان در این
حقیقت چشمها را بست
.گرچه نمی توانم بگویم که بهشت را دوست ندارم ولی می دانم جایگاه من آتش
است آتشی که سرآغاز
زندگی من بوده و ابلیسی از آن که عاشقانه زندگی مرا سپری می ساخت
.هرگز مردمانی را ندیدم که از وجود ، اهورایی باشند و چشمانی که ذره ای از
اعتماد در آنها نهفته باشد ولی هرگز به اهریمنیان نیز نگرویدم چون هیچ گاه
دروغ را دوست نداشتم ولی دروغگوی بزرگی بودم
.به وسیله انگشتانم به تمامی چیزهایی که دوستشان داشتم و نداشتم بدرود می
گویم و جسمم را به زمینی آلوده از پلیدی مردمان می سپارم و خود به سوی
پالوده ترین آتش ها اوج می گیرم
.

سلام خدمت تمام دوستان
تولد
تولد
تولدم مبارک
دست دست سوت بشکن هووووووووووووووووووووووووووووووووووو

دو تا خبر خوب دارم نمیدونم اول دومی رو بگم یا دوم اولی رو به هر حال گفتنی ها رو باید گفت.
1- خدمت (مقدس ) سربازیم { ای بگم لعنت بر کسی که گفت خدمت اجباریه } بالاخره تموم شد به قول گفتنی شرشو کندم.
2-یه 4&5 روز دیگه تولدمه به قول یکی از بچه ها ( هو هو دست دست سوت بشکن ) .
از دوستانی که می خوان تو Good Bye Party ما شرکت کنن دعوت به عمل میاد یا همون
( جشن ترخیصی ) خودمون عزیزان میلشونو بزارن تو قسمت نظرات تا آدرس و براشون بفرستم.
تا بعد یا حق
قربان شما : غربت غم
ناگهان ـ کسي نمي داند چگونه ـ در آن سرزمين آدم درستي پيدا شد. شب ها به جاي برداشتن کيسه و چراغ دستي و بيرون زدن از خانه، در خانه مي ماند تا سيگار بکشد و رمان بخواند .دزد ها مي آمدند و مي ديدند چراغ روشن است و راهشان را مي گرفتند و مي رفتند.
زماني گذشت. بايد براي او روشن مي شد که مختار است زندگي اش را بکند و چيزي ندزدد، اما اين دليل نمي شود چوب لاي چرخ ديگران بگذارد. به ازاي هر شبي که او در خانه مي ماند، خانواده اي در صبح فردا ناني بر سفره نداشت.
مرد خوب در برابر اين دليل، پاسخي نداشت. شب ها از خانه بيرون مي زد و سحر به خانه بر مي گشت، اما به دزدي نمي رفت. آدم درستي بود و کاريش نمي شد کرد. مي رفت و روي پُل مي ايستاد و بر گذر آب در زير آن مي نگريست. باز مي گشت و مي ديد که خانه اش غارت شده است.
يک هفته نگذشت که مرد خوب در خانه ي خالي اش نشسته بود، بي غذا و پشيزي پول. اما اين را بگوئيم که گناه از خودش بود. رفتار او قواعد جامعه را به هم ريخته بود. مي گذاشت که از او بدزدند و خود چيزي نمي دزديد. در اين صورت هميشه کسي بود که سپيده ي سحر به خانه مي آمد و خانه اش را دست نخورده مي يافت. خانه اي که مرد خوب بايد غارتش مي کرد. چنين شد که آناني که غارت نشده بودند، پس از زماني ثروت اندوختند و ديگر حال و حوصله ي به دزدي رفتن را نداشتند و از سوي ديگر آناني که براي دزدي به خانه ي مرد خوب مي آمدند، چيزي نمي يافتند و فقير تر مي شدند. در اين زمان ثروتمند ها نيز عادت کردند که شبانه به روي پل بروند و گذر آب را در زير آن تماشا کنند. و اين کار جامعه را بي بند و بست تر کرد، زيرا خيلي ها غني و خيلي ها فقير شدند.
حالا براي غني ها روشن شده بود که اگر شب ها به روي پل بروند، فقير خواهند شد. فکري به سرشان زد: بگذار به فقير ها پول بدهيم تا براي ما به دزدي بروند. قرار داد ها تنظيم شد، دستمزد و درصد تعيين شد. و البته دزد ـ که هميشه دزد خواهد ماند ـ مي کوشد تا کلاهبرداري کند. اما مثل پيش غني ها غني تر و فقير ها فقير تر شدند.
بعضي از غني ها آنقدر غني شدند که ديگر نياز نداشتند دزدي کنند يا بگذارند کسي برايشان بدزدد تا ثروتمند باقي بمانند. اما همين که دست از دزدي بر مي داشتند، فقير مي شدند، زيرا فقيران از آنان مي دزديدند. بعد شروع کردند به پول دادن به فقير تر ها تا از ثروتشان در برابر فقير ها نگهباني کنند. پليس به وجود آمد و زندان را ساختند.
و چنين بود که چند سالي پس از ظهور مرد خوب، ديگر حرفي از دزديدن و دزديده شدن در ميان نبود، بلکه تنها از فقير و غني سخن گفته مي شد. در حاليکه همه شان هنوز دزد بودند.
مرد خوب، نمونه ي منحصر به فرد بود و خيلي زود از گرسنگي در گذشت.
سلام خدمت دوستان
در پست قبل به مضررات خود ارضایی اشاره شد امروز که تو اینترنت داشتم میگشتم چشمم به مطلبی در
مورد ترک خود ارضایی خورد گفتم تو وبلاگم بزارم شاید به درد بعضی دوستان خورد.
قربان شما : غربت غم
این مطلب تنها 3 روز الی 1 هفته داخل وبلاگ وجود دارد .
دوست عزيز در مورد موضوع مشاوره در ذيل دستورالعملهاى مورد نظر ارائه مىگردد اما آنچه باعث نجات و رسيدن به سعادت است همانا عزم راسخ و جديت و پشتكار دقيق و كامل شما است كه ميتواند كارساز واقع شده و شما را به مقصود برساند و الا به صرف بيان دستورالعمل و ارائه خدمات مشاورهاى مشكلى حل نشده و نخواهد شد. البته بىترديد قبل از تمام اسباب طبيعى حضرت حق ياور شما خواهد بود و با استعانت از خداوند منان و عزم راسخ به استقبال از دستورالعملها مىرويم:
1- سعى كنيد هميشه پيش از خواب مثانه خود را تخليه كنيد و شبهاى به خصوص غذايى سبك ميل كنيد.
2- هرگز شكم خود را بيش از حد معمول پر نكنيد بلكه تا چند لقمه ديگر كه جاى داريد دست بكشيد.
3- از پوشيدن لباسهاى تنگ و چسبان (به خصوص لباس زير اينچنينى) اجتناب ورزيد.
4- هرگز فكر گناه را به ذهن خود راه ندهيد و از تصور و تخيل امور جنسى و شهوانى سخت پرهيز كنيد.
5- از خواندن، شنيدن، نگاه كردن به امور و تصاوير شهوتآفرين دورى كنيد.
6- از خوردن مواد غذايى محرك مانند: خرما، پياز، فلفل، تخممرغ و غذاهاى چرب اجتناب و يا به حداقل اكتفا نماييد.
7- از نگاه كردن و دستورزى به اندام جنسى خود پرهيز كنيد.
8- هرگز به رو نخوابيد.
9- هيچگاه تنها در يك مكان نباشيد تا فرصت و زمينه گناه از بين برود.
10- براى تخليه انرژى زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
11- هيچگاه بيكار نباشيد و هميشه براى مشغول ساختن خود به فعاليتى مطلوب و مثبت برنامه داشته باشيد.
12- روزه مستحبى بگيريد و اگر قادر نيستيد، روزه تربيتى بگيريد يعنى به كمترين مقدار غذا و كمحجمترين نوع غذاها اكتفا كنيد و وعده غذايى خود را كم كنيد.
13- هرگز به نامحرم نگاه نكنيد، حتى اگر به ارتباط كلامى با آنها مجبور باشيد.
14- با جنس مخالف رفتار متكبرانه داشته باشيد، هرگز با روى باز و نرمى با آنها برخورد نكنيد.
15- هرگاه افكار جنسى به ذهن شما وارد شد خود را تنبيه كنيد. مثلاً با بستن يك كش به مچ دست خود و كشيدن و رها كردن آن به خود هشدار دهيد.
16- به بدى گناه و عواقب آن بيانديشيد و تا زمانى كه به گناه آلوده نشدهايد بيشتر در فكر زيانهاى خطرات، آبروريزى و عقاب آن باشيد.
17- هرگز از رحمت خدا مأيوس نباشيد.
18- به محض لغزش فوراً توبه كنيدو سعى كنيد كه ديگر تكرار نشود.
19- قرآن زياد بخوانيد و در معانى آيات آن تفكر كنيد.
20- در مجالس مذهبى، دعا و توسل و موعظه زياد شركت كنيد.
21- از كتبى كه جنبه موعظه و بيدارگرى قلبى دارد بهره بگيريد و مقيد باشيد در روز چند ساعت به مطالعه اينگونه كتب بپردازيد. براى مثال مجموعه كتابهاى شهيد دستغيب توصيه مىشود به خصوص كتاب گناهان كبيره، قلب قرآن، ايمان، قلب سليم و معاد و.
22- اوقات فراغت خود را با مطالعه، ورزش، زيارت، عبادت و عيادت از نزديكان و. پر كنيد.
23 - به معاد و قيامت فكر كنيد.
24- ذكر لاحول ولا قوة الا باللَّه را زياد برزبان جارى سازيد.
25- عبادتهاى خود مانند نماز و روزه و. را صحيح و دقيق و در اول وقت انجام دهيد و در انجام هر چه كاملتر و بهتر نماز خود بكوشيد و در اين مورد از كتاب آدابالصلوة امام خمينى بهره بگيريد.
26- از محيطهاى آلوده، سخت دورى كنيد و بيشتر وقت خود را در كتابخانه بگذرانيد و بىعلت در خيابانهاى آلوده نباشيد.
مجدداً تكرار ميكنيم كه سعى در پايبندى به دستورالعملها است كه مفيد خواهد بود، لذا تلاش كنيد كه كاملاً دقيق و صحيح به آنها عمل كنيد. اما بايد خاطرنشان سازيم كه عوارض استمناء خيلى زياد است و آنچه شما در لابلاى نامه خود اشاره كرده و برشمردهايد از عوارض زشت و منفى اين عمل پليد است، مثلاً عدم تمركز حواس، پرخاشگرى، عصبانيت زود و سريع، تار شدن چشمان، كاهش دقت، لرزش دستها و. جملگى از عواقب زشت اين عمل است كه در صورت استمرار حتى افكار و روحيات شما را نيز تهديد مىكند ولى با پاك ساختن رفتار خود از آن عمل زشت اين عوارض منفى نيز از بين رفته و فردى پاك و وارسته خواهيد شد و از زندگى خود لذت مىبريد، بنابراين به منظور فرار از پيامدهاى منفى اين عمل زشت لازم است هر چه سريعتر و كاملتر به دستورالعملهاى فوقالذكر عمل كنيد و ديگر هرگز به سراغ آن عمل نرويد. توجه داشته باشيد كه اگر دستورالعملهاى فيزيولوژيكى فوق مانند شمارههاى 1 تا 10 را عمل كنيد، ديگر دچار نعوظ صبحگاهى نيز نخواهيد شد.
اميدواريم با عمل به برنامه ارائه شده، ديگر نيازمند ارتباط با جنس مخالف هم نباشيد، همانگونه كه پاكى چنين اقتضاء مىكند و از جمله دستورهاى اكيد ما همين است چه با ارتباط با جنس مخالف نيروى شهوانى تحريك مىشود و چون زمينه ارضاى صحيح نمىيابيد به خودارضايى منتهى مىگردد بنابراين لازم است كه هرگز به سراغ ارتباط با جنس مخالف نرويد و به هيچ شكلى با آنها ارتباط برقرار نكنيد و همانگونه كه گذشت كاملاً متكبرانه رفتار كنيد.
در پايان موفقيت شما دوست عزيز را در تمام مراحل زندگى از خداوند سبحان مسألت نموده و اميدواريم ما را از دعاى خير خود فراموش نفرماييد.
منبع: www.parscloob.com


